ابو القاسم راز شيرازى
198
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
و خلاص شدن از ديدن ذكر عبد ، حقّ جلّ و علا را و افترا « 63 » بستن به خود در ادّعاى ذكر كردن خداوند ؛ چنانكه حضرت امام ( ع ) در آخر اين باب اشاره به اين مرتبهء جليلهء ذكر مىفرمايد ، و « انا اقول - روحى فدا كلماته العليا - : كلامهم نور و امرهم رشد ، طوبى لمن اتّبعهم » « 64 » . فرمود حضرت امام عليه السّلام : كسى كه ذكر كند حقّ تعالى را - در حقيقت - پس آن كس مطيع است ، و كسى كه غافل شد از حقّ جلّ و علا ، پس آن كس معصيت كار است ؛ زيرا كه محقّق گرديد كه تعلّق دادن ارواح به اجسام ، باعث احتجاب و نسيان ارواح است و فايدهء آن ، استشعار به عبوديّت است . و رفع حجب غفلت و نسيان ، بذكر است تا آنكه شاعر « 65 » شود به عبوديّت خود و ربوبيّت حقّ تعالى . پس بذكر حقّ جلّ و علا ، استشعار به عبوديّت خود و ربوبيّت حقّ تعالى حاصل آيد . و بعد از اين شعور ، اطاعت پروردگار حاصل مىشود . پس ذاكر ، مطيع است ، و غافل ، عاصى . و طاعت ، علامت هدايت و راه يافتن به حقّ تعالى است ، و معصيت ، علامت ضلالت و گمراهى است . و معلوم گرديد كه اصل
--> - منوّر ساز ، و باطني بمحبّتك ؛ و باطن مرا به محبّت خويش آراسته گردان و قلب مرا كانون معرفت و شناخت خود ساز ، و روحى بمشاهدتك ؛ و جان مرا به مشاهدهء جمال بىمثالت كامياب فرماى و سرّ باطن مرا به انوار عظمت خويش پيوستگى و اتّصال بخش ، اى آنكس كه جلال و عظمت ، همگى از آن تو و كرم و احسان ، شيوهء توست : شارح معظّم قدّس اللّه سرّه همين دعا را بتفصيل شرح فرموده و آن را « رسالهء قنوتيّه » ناميده است ؛ اين رساله با كمى حجم يكى از گنجينههاى پربهاى معارف توحيدى و الهى است . ( 63 ) - تهمت ( 64 ) - من كه ( شارح اين كلماتم ) - كه جانم فداى كلمات بلند پايهاش باد - مىگويم : سخنانشان همه نور و امرشان همه رشد و راهنمائى است ، خوشا به حال آن كس كه از اين رهبران الهى پيروى كند : اين دو جمله : « كلامهم نور و امرهم رشد » متّخذ از اين دو فقرهء « زيارت جامعه » است خطاب بحضرات معصومين عليهم السّلام : كلامكم نور و امركم رشد . ( 65 ) - متوجّه